شاید این جمعه بیاید شاید

25 آبان روز تولدم


25 آبان روز تولدم



چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه شیرین است امروز...روز تولدم

و چه زنگ خطری است که عمر میگذرد و من هنوز اندر خم یک کوچه پس کوچه

دنیا گیر کرده ام .

بار الهی هیچوقت مرا به حال خودم رها مساز .

چگونه آرامش را به زندگی پر اضطراب امروزی بازگردانیم ؟

این مطلب توسط دوست عزیز آقای مهدی رضایی عضو گروه اینترنتی مارشال مدرن برایم ایمیل شده بود که فکر کردم قابل استفاده دوستان هم باشه . 


چگونه آرامش را به زندگی پر اضطراب امروزی بازگردانیم ؟


جامعه ی ما آكنده از بار اطلاعاتی سنگین است و ابزاری چون تلویزیون، رادیو، اینترنت، تبلیغات، پست الكترونیك و تلفن همراه همگی بر این سنگینی می‌افزایند. از سوی دیگر شكل زندگی در عصر حاضر بویژه در جوامع شهری ناگزیر توام با سر و صداها، ترافیك، ‌شلوغی‌ها و انبوهی از كارهای الزام‌آور روزمره است كه قطعا تمام این فاكتورها افزایش استرس و سلب آرامش انسانها را موجب می شود




www.darhami.com حداقل روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره آرامش است. البته با اجبار نمی‌توان سكوت كرد. بلكه باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. روزی یك ساعت در اتاقی تنها بمانید و حتی اگر لازم شد در را روی خود ببندید


www.darhami.com هیچگاه جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه كنید این كار باعث تخلیه تنش‌هایتان شده و به شما آرامش می‌دهد


www.darhami.com وقتی ا
حساس می‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جورواجور منفی است با قدم زدن آنها را پاك كنید .

اگر نمی‌توانید دیگران را ببخشید بدانید كه افكار خشمگین همواره شما را با این افراد مرتبط خواهد كرد. اما شاد كردن دیگران باعث آرامش می‌شود ........
ادامه نوشته

رفتن ، رسیدن است


به یاد

سالروز درگذشت دكتر قیصر امین پور شاعر، ادیب و فارسی پژوه

هشتم آبان ماه سال 1386


رفتن، رسیدن است

موجیم و وصل ما، از خود بریدن است
ساحل بهانه‌ای است، رفتن رسیدن است

تا شعله در سریم، پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما، در خود چکیدن است

ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم
پرواز بال ما، در خون تپیدن است

پر می‌کشیم و بال، بر پرده‌ی خیال
اعجاز ذوق ما، در پر کشیدن است

ما هیچ نیستیم، جز سایه‌ای ز خویش
آیین آینه، خود را ندیدن است

گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامشی
پاسخ همین تو را، تنها شنیدن است

بی درد و بی غم است، چیدن رسیده را
خامیم و درد ما، از کال چیدن است