صدای پای مهر
صدای پای مهر

امروز وقتی قدم در کوچه های شهر گذاشتم با منظره ای دیدنی و تکراری که در نوع خود تازگی داشت مواجه شدم.
کودکانی با لباس های فرم یکسان، کوله پشتی هایی بر دوش همراه والدین. ...

هنوز هم بوی مهر دلم را بی قرار می کند و به یاد مدرسه کودکی هایم می افتم...
احساس می کنم بعد از تمام شدن آن دوران دیگر هیچ خاطره ماندگاری در
زندگی ام ندارم که به خوشمزه گی لواشک های راه مدرسه و جیغ های زنگ
تفریح باشد و به احساس خوشی که وقتی سر صف مقاله و شعر می خواندم
و وقتی مبصر می شدم پیدا می کردم...
و چه زود دستمان از همه خاطرات خوش خالی شد و چه زود بزرگ شدیم...
و دل چه کودکانه بهانه معلم همیشه مهربان کلاس اول را می گیرد و هر سال
امروز که می رسد بغض دلم چه بهانه گیر میشود برای ترکیدن....
و من هر روز که می گذرد این جا دراین غربت دل آزار چه مشتاق تر میشوم
که برگردم و بوی مهر کلاس را به همه دنیا ترجیح دهم و این جا این طور
در فراق همه آرزوهایم پرپر نشوم....
مهر، سرآغاز فصل علمآموزی است؛ علم چگونه آموختن!
با مهر، به سوی باغ سبز و پرگل علم میرویم به امید آن که با بوییدن
گلهای آن، آداب علمآموزی را نیز فراگیریم.
مهر، یک فرصت است؛ فرصت قدم نهادن در جاده پرپیچ و خمِ علم.


به نام خدا